28

  • خانم انار
  • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵
  • ۲۳:۵۲

اینکه شب شود

سر یک درد دارد ،

اینکه سرت کنار سر ام نیست

هزار سودا...


کاف وفا

پ.ن: با تو بهانه ای هست آبی و دانه ای هست*

* آقامون داریوش

+عوارض این پست به خودتون مربوطه فحش ندین!!!



27

  • خانم انار
  • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵
  • ۰۱:۰۶
سمی: خوبی؟؟بهتری؟

-اره مرسی

چند دقیقه بعد!!!

سمی: یکم‌دیگه گریه میکنی؟!!

- :/

سمی: خیلی قشنگ گریه می کنی! وسطش حرف هم بزن

_ :(

26

  • خانم انار
  • سه شنبه ۲۸ دی ۹۵
  • ۲۳:۳۱

25

  • خانم انار
  • سه شنبه ۲۸ دی ۹۵
  • ۲۲:۴۱

نباشید. هر چی شد، حتی سر یه اخم کوچیک هم گریه کنید

تا هم همه عادت کنن، هم خودتون! تا مثل من نباشید

که حتی اینجا هم که گریه طبیعیه، دو روز بی اختیار گریه کردنتون چشمای همه رو گرد نکنه و خودتون هم تند تند بغض تون و قورت ندید و دستاتون و مشت نکنید راحت باشین!

پ‌ن: گریه هیچ وقت آدمو سبک نمی کنه، این کار و سیگار هم نمی کنه! حتی بنگ، افیون و گل هم!

24

  • خانم انار
  • سه شنبه ۲۸ دی ۹۵
  • ۲۰:۲۸

مامان بزرگم وسط سختی ها و نامهربونی های روزگار که شده بود یک بار با همون زبون و لهجه ی دوست داشتنیش گفت: خدایا کو راستی؟؟؟( کجایی) 

نمی دونم چرا مامان بزرگ وسط این همه غلط خدا رو تو راستی میبینه!!


23

تا دو هفته ی آینده یک چالش وبلاگی راه می افته اگه‌ خدا بخواد

ایده هاتون و واسم کامنت بزارین 

فقط ایده ای نو باشد تا گل برافشانیم پلیز و طرحی نو در اندازیم

+ این پست اگه پاک شد باز هم کامنت بزارید

++خصوصی ان کامنت ها تا ایده ها لو نره😁

22

  • خانم انار
  • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵
  • ۱۷:۱۹

بی خواب ها آدمهای گناه داری هستند. آدمهایی که شب ها حتی موقع به زور جا شدن توی رخت خواب هم مغزشان مثل ساعت کار می کند. اینها بی خواب های گناه داری هستند مثل من که همین چند دقیقه ی پیش لااله الا الله آخر مهدیه ی دانشگاه توی گوشم دنگ دنگ می زد، و رگ کردنم توی دست مچاله شده زیر سرم و سرم از دست عاطفه ی چهار نفره رو به رویی.

من هم آدم گناه داری هستم که بعد از چند روز نیم ساعت خوابم برده بود

پ.ن: خواب آرامم آرزوست

21

  • خانم انار
  • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵
  • ۱۶:۲۲

خیانت

شاید 

تار موی بلند سیاهیست

روی تخت مردی

که موهای زنش بِلُوند است

و

عشق 

شاید

تار موی بلند سیاهیست

روی تخت مردی

که موهای زنش بِلُوند است


#حمزه_کریم_تباح_فر

20

  • خانم انار
  • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵
  • ۱۳:۰۸

پنج دقیقه کمتر از یک ساعت دیگه من امتحان دارم و هنوز مطمئن نیستم تمدن توی ذات انسان وجود داره یا  وحشیگری؟!

پ.ن: درون مایه ی اصلی سالار مگس ها و دل تاریکی

رشته ام تو چش و چالتون

19

  • خانم انار
  • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵
  • ۰۱:۱۸

صفحه ها جلو نمی رن

فهمی نیست

فقط هر خط

سه چهار بار 

یک جفت چشم میشی رو 

مرور کردم!

پ.ن: خیس می شم با تو هر شب زیر بارونی که نیست



از تمامیت درد که بگذری، ترس را فراموش کرده ای و تنها به این فکر می کنی:" این زندگی ارزش زیستن را داشت؟ "
#و_انار_نام_دیگر_من_است
همان آخرین انارِ تک درختِ شته زده ی حیاط پشتی