یادداشت های خانم انار

و انار نام دیگر من است

24

  • ۲۰:۲۸

مامان بزرگم وسط سختی ها و نامهربونی های روزگار که شده بود یک بار با همون زبون و لهجه ی دوست داشتنیش گفت: خدایا کو راستی؟؟؟( کجایی) 

نمی دونم چرا مامان بزرگ وسط این همه غلط خدا رو تو راستی میبینه!!


از تمامیت درد که بگذری، ترس را فراموش کرده ای و تنها به این فکر می کنی:" این زندگی ارزش زیستن را داشت؟ "
#و_انار_نام_دیگر_من_است
همان آخرین انارِ تک درختِ شته زده ی حیاط پشتی





Designed By Erfan Powered by Bayan