۶ مطلب با موضوع «صدا» ثبت شده است

283: گذشته!

نوشته بود متاسفانه گذشته غیر قابل کتمانه! درسته! گذشته هست تا همه جا؛همیشه مثل اینکه تنها یک پیرهن داشته باشی که اون پیرهن هم پوشیدگیش بستگی به تک دکمه ی روی گلوت داشته باشه! همین قدر ممکنه خفقان آور باشه.

حتی در بهترین حالت هم گذشته باشه ممکنه خاطرات خوبش خفه ات کنه:) مثل افتادن آلبوم عکس ها از روی کمد و سر خوردن یه عکس از لای آلبوم روی دست و پاهات! چه کار می تونی بکنی آتیش بزنی عکسا رو، دور بندازی نوشته ها رو،آدم ها رو کنار بزنی و بری.... ؟!

گیرم همه ی این کارها رو کردی بعدش چی؟!! هیچ! حس خفگی همیشه هست! ولی صورتک ها و ماسک ها هستن! صورتک های بی خیالی،سکوت،خنده؛گریه،آرامش و حتی تصمیم!

پ.ن: گفت دوستت داشتم!نگفت دوستت دارم...گذشته!

 

 

 

عکس: فرار کن،فرار!

 

 

244: آخرین صدا

این آخرین شعری است که خواندم و اینجا گذاشتم. این کارها برود بچسبد به تلگرام و بقیه ی شبکه ها:)

از کاظم بهمنی



228: این پست مخاطبی خاص دارد

  صدایِ نخراشیده شده از سکوت های پی در پی و یا به قول بهشتانه بغض چند ماهه ی نشکسته را فرو کردم توی اگر باران ببارد از کتاب از بارانی که دیر بارید، برای کسی که نوشته بود امروز روز جهانیه احمدرضا احمدیه

پ.ن: دوستش دارم*_*



227: حکایت 8 گلستان سعدی یا فرصت طلبی برای هدیه دادن به فسقلی مبهم جان

این روزها که خیلی دوست دارم حرف بزنم، مثل همیشه هیچ حرفی ندارم و بزرگترین مشکل سر صحبت را باز کردن است. راهکاری که برایش یافتم خواندن شعر و کتاب است و فرستادن برای بهشتانه است.

چند روز پیش مبهم پستی برای شرکت در چالش گذاشته بود که باید بگم فراموش کردم شرکت کنم، حالا هم از فرصت استفاده می کنم و از این همین ابتدا فسقلیِ مبهم رو با ادب و فرهنگ فارسی آشنا می کنم.



214: ای کاش من شصت و پنج ساله بودم؟!

 از سه شنبه ها با موری از میچ آلبوم

(لطفا ترجمه ی علیرضا نوری از نشر آوای مکتوب را تهیه نکنید. اشتباهات بدیهی و غیر قابل انتظار زیادی دارد)


پ.ن: بابتِ صدا باز هم معذرت






198: آیا واقعا پیش خواهد آمد؟

برشی از نامه به کودکی که هرگز زاده نشد/ اوریانا فالاچی

با صدایی نخراشیده

( عذر خواهم که صدا، صدای پس از سه هفته بیماری و عفونت ریه است)

 


دریافت
 

از تمامیت درد که بگذری، ترس را فراموش کرده ای و تنها به این فکر می کنی:" این زندگی ارزش زیستن را داشت؟ "
#و_انار_نام_دیگر_من_است
همان آخرین انارِ تک درختِ شته زده ی حیاط پشتی