تا چند وقت قبلش مخالف سرسختِ خواننده  ی مد نظر بود، از صداش تا ترانه های انتخابیش حالشو بهم می زد، اما همین که یه پست از اون خواننده دید که یه سری منفعت های خودش هم قاطیش بود، یک ساعته تبدیل به عاشق سینه چاکش شد و یادش رفت چپ و راست به اون خواننده توهین می کرد و حتی با اکانت های مختلف همیشه دایرکت و کامنت های فحش براش می فرستاد.

تا چند وقت قبلش از قهوه متنفر بود،اما همین که فهمید فلانی یه کافه از خودش داره و از قضا از همه نظر مورد خوبیه برای مخ زدن(به قول خودش)، اسپرسوی تلخ خور شد.

تا یک روز قبل آتئیست بود ولی وقتی فهمید، دختری که باباش کارخونه داره به شدت مذهبی و اهل نماز و روزه است، نه تنها واجبات رو به جا میاره بلکه همیشه مشغول نماز شب و ادعیه و صلوات و...هست.

و....
این روزها که پست های مختلف معمولا اعتراضی رو تو شبکه های مختلف اجتماعی از آدم های مختلف می خونم ،فقط و فقط یاد کامنت ها و توهین هاشون به خودم می افتم.

منم اگه دختر بودم با یه عکس پروفایل،کارام خونده می شد.
مگه دختر تو اتوبوس،خیابون،چادر مسافرتی و.. میخوابه؟
دختری که حرف مردم براش مهم نیست ....
چرا در مورد خدا نمی نویسی؟ چرا در مورد نماز ننوشتی؟
چرا متن هات به درد آخرت و دنیای مردم نمی خوره؟
(نمونه های مودبانه)

پ.ن: باد و بگیرید و برید، خداحافظ