نه، منتظر اکتبر نیستیم. نه به خاطر اینکه پاسپورتمون ارزش نداره، نه به خاطر اینکه آمریکا ی جدید میگه ایرانی تروریسته، نیاد. به خاطر اینکه بابامون امضا نمی زنه هم نه! حس وظیفه تو این شرایط خفه مون کرده. اینکه حداقل پول ناهار و شام خودمون و بعد از بیست سالگی خودمون بدیم. پس طبعا می ریم وسط اجتماع، دنبال یه لقمه نون. می ریم و شبیه اجتماعیم، نه شبیه این عروسک های بزک دوزک کرده و عملی نیم تنه پوش، که واسه یه ذره توجه،پنجاه شصت تومن پول شات تبلیغات اینستاگرام و... از همه زندگی شون می گذرن، حتی خودشون. اره ما همه مون نوشین هایی هستیم که شاید یه روز کم بیاریم و به دستور بابامون فریب یه مشت آشغال رو بخوریم. ناخواسته و با نارضایتی کامل.

امیرعلی ها هم البته، سوار پراید باباشون میشن و تفریحشون نوشین میشه، نه عشق شون، نه غیرتشون. امیرعلی های غیرتی، فقط واسه همون لاتاری ان، تو فیلم ها. وگرنه ما نوشین ها وقتی دو قدم می زاریم تو کوچه و خیابون کاری ندارن شکلت چیه، مدلت چه جوریه،امیرعلی های واقعی مثل گرگ های گرسنه حمله ور می شن و اسم و قیافه شون امیرعلیه و وجودشون سامی. غیرت ایرانی؟!! نه امیرعلی ها کمبودها و محدودیت های جامعه رو پرچم کردن دستشون و چهارتا ایسم می زارن تنگش و روشن فکر شدن و دخترهای مردمو می درن! اون امیرعلی تو فیلم بود، توهم نویسنده بود. وگرنه امیر علی های این بیرون به دختربچه ها هم رحم نمی کنن،اخبارش هر روز جدید میاد بیرون، هر روز با یه اسم:آتنا، کیمیا،ندا و..

موسی ها هم اکثرا، گوشه ی آسایشگاه های جانبازان اعصاب،شیمیایی و قطع نخاع هر روز اخبار می خونن و مجنون تر می شن. #لاتاری رو هر جا سرچ می کنی عبارت غیرت ایرانی چنان برات دهن کجی می کنه که...

پ.ن:خودمون وبسازیم و بعد بریم سراغ چشم داشت نژادهای دیگه و انتقام نرم