به قول بهشتانه شانس عملا وجود ندارد که بخواهد بدشانسی یا خوش شانسی وجود داشته باشد.(دانشجوی فلسفه است) اما این روزها که هرچی می دوم، نمی شود. رسما هیچ چیز و هیچ کسی را جز بد شانسی نمی شناسم که تمام سرکوفت ها را به او بزنم.

به لطف ترجمه هایی که از شانزده سالگی انجام داده ام از هر علمی، کمکی بلدم و مغزم در هر زمینه ای نکته ای بلد است. مثلا اگر کسی بگوید کیک زرد آن را با غذای زابل که کشک زرد است قطعا قاطی نمی کنم چون، نه تنها اخبار می بینم بلکه یکی دو تا مقاله در مورد فیزیک هسته ای ترجمه کرده ام. پس اطلاعات عمومی ام بالا رفته است ولی کامل نیست. اصلا چه کسی کامل است؟هیچ کس. چه چیزی کامل است؟ هیچ چیز.

حالا اینکه من چهار تا اصل فلسفه بلدم و دوتا اصل فیزیک و هزار اصل ادبیات و... دلیل نمی شود، که کج خلقی روزگار که جمع شده در روزهای تعطیلی که هوا فقط برای من معلمِ روز مزد آموزشگاهی و شاگردانم تمیز است،یا بد اخلاقی های زمین و آسمان که حتی باد هم تمام این حجم کثافت را نمی برد، یا تعطیلی زود هنگام همه چیز و همه جا در گوشه های شهر را گردن شانس کج و کوله ام نندازم. اصلا هیچ چیز و هیچ کس دلیل نمی شود که نگویم ای تف بر این شانس! تف بر تمام روزگار که می چرخد و می چرخاند و آرزوهای کوچکم هم را مثل تن تیر و بهمنِ بد بوی مردی که هر روز بعدازظهر سر کوچه لابه لای آشغال ها دنبال غذا، سیگار نیم سوخته یا پلاستیک می گردد، نمی سوزاند.

هان! گفتم نمی سوزاند. یادم آمد روزگارِ قبل تر همان شانزده سالگی ام که توی سرویس آموزشگاه نشسته بودم آقای راننده محکم روی ترمز زد گوشه ای ایستاد و از صندوق عقب ماشین هر چه بطری آب داشت توی چاه آب روی کنار خیابان خالی کرد. مردی در حال مصرف مواد مخدر، آتش گرفته بود، توی چاهی که خودش کنده بود یا نه؟!

هرچه می گذرد، بیشتر می خوانم، بیشتر می گردم و جست و جو می کنم و فقط یک چیز می دانم که آنقدر می دانم که هنوز به اندازه ی کافی نمی دانم. تمام من این است، حجمی از هنوز نفهمیدن ها، ندانستن ها. آرزوهایم هم کوچکتر از سطح فهمیدنم! کوچکتر از سطح توقعم.مثلا تنِ سالمش. یا قایم کردن اخبار، فوتبال، روزنامه و هر چه که هیجان دارد. یا یک باغِ کوچک انار، تا انار چه باشد؟ یک گوشه ی دنج، آرام. که محال بودنِ تن سالمش را فراموش کنم، که نگران داروها نباشم، و امید داشته باشم که یک روز با بی خیالی تمام ، زیر پای انار را جارو می کنیم و می نشینیم و هر چقدر دلمان خواست شیرینی می خوریم، ترجیحا دارچینی...

پ.ن: با تشکر از بهشتانه، برای تبریک زودهنگام

پ.ن بعدی: برای ما،این روزها بیشتر دعا کنید، اوضاع خوبی نداریم.