در کوچک ترین حالت فیزیکی بدنم و درست قبل از به نوجوانی رسیدن، بلوغ به بدنم حمله ور شد. یازده سالگی! برایِ من از همه جا بی خبر شوکِ بزرگی بود، چه فیزیکی و چه روحی. قضیه وقتی بدتر شد که مادرم،گفت حتی خواهرها، خاله ها و... هم نباید بفهمند. گفت:" اگر بفهمن، آبروت میره."

پنهان کاری بزرگ من تا دبیرستان ادامه داشت، در آن وقت به لطف معلم ها و همسن و سال ها کمی قضیه برایم عادی شد که من مقصر یا بی آبرو نیستم. ما هیچ وقت به راحتی و روشنی زمان دانشجویی نرسیدم. به لطف مجله ای با عنوان :" راهنمای سلامت خانواده" که هنوز توی کمدم جای  مخصوص به خودش را دارد با چیزی به اسم طبیعت بدنِ انسان رو به رو شدم. کمی طول کشید ولی با سرک کشیدن لابه لای همین مجله ی کاملا عمومی و بعد ها دنبال کردن اطلاعات از فضای مجازی با طبیعتِ بدنم آشتی کردم!

امروز روز بدون سوتین است. مگر یک لباس زیر زنانه چقدر اهمیت دارد که روز داشته باشد؟! لباس زیر اهمیت ندارد. استفاده ی بی رویه از آن اهمیت دارد. بیست و چهار ساعت را با لباس زیر سرکردن و به استقبال روز بعد رفتن با آن مشکل دارد. بیشتر از 12 ساعت در روز استفاده اش مشکل دارد. چه مشکلی؟ سرطان پستان.

سرطان پستان، مختص زنانی که در آستانه ی چهل سالگی قرار میگیرند و یا زایمان کرده و بچه شیر داده اند نیست. هر دختری، در هر سنی که باشد، از زمانی که به بلوغ رسیده تا آخر عمر در معرض خطر سرطان پستان است.

روز بدون سوتین باشد یا نباشد. هشتگ های ضد سرطان باشد یا نباشد، تا وقتی نسبت به خود، طبیعت بدنی و فیزیکمان آگاهی نداشته باشیم، نه سرطان و نه هیچ بیماری دیگری ریشه کن نمی شود، حتی بیماری های روحی ناشی از عدم شناخت فیزیکی خود.

+کلیک

پ.ن: جدی بگیرید.
پ.ن بعدی: مجله ای که اسم بردم گمان نکنم جایی پیدا شه. یه جور نشر خاص و محدود بود و از اقبال خوش دستِ من هم رسید.