دانشجو که بودم وقتی با یکی از بچه ها بیرون از دانشگاه قرار می گذاشتم می گفتم:"سوار اتوبوس خط 12 یا 13 می شم و میدون گوسفندها پیاده می شم،اگر زودتر رسیدی همون جا باش و اگر من زودتر رسیدم همون جا منتظرت می مونم" میدون گوسفندها رو البته بعد از کلی توضیح شماره ایستگاه وگفتن اسم پارک  کنار میدون می فهمیدن. من تو آدرس یاد گرفتن خنگ نیستم.حافظه ی اسمی و تصویری خیلی قوی دارم. اما خیابون ها رو به رنگ دیوارهاش می شناسم. اون میدون و ایستگاه اتوبوس، برای من میدون گوسفند ها بود چون روی دیوار عکس گوسفند و گاو کشیده بودن.

خیلی وقته که می دونم این حرکت جز المان های شهری به حساب میاد و تو اکثر شهرهای بزرگ ؛ کسانی مسئول طراحی و پردازش به دیوار های شهرن. اما انصاف که به خرج می دم می بینم تو این حرکت هنوز خیلی عقبیم، اونقدری که هرچی فکر می کنم می بینم تو این لعنتی شهر خودم، حتی یک میدون، کوچه و یا خیابون رو به اسم گل صورتی ها، گوسفند ها، درخت ها و...نمی شناسم! واسه ی منی که عادت دارم در و دیوارهای محل زندگیم و آجر به آجر قورت بدم و هنوز یادمه روی دیوار دبستانم نوشته بود:" با دوستانت چنان دوستی کن که اگر روزی دشمن تو شدند...." خیلی سخت تر شده زندگی. نمیدونم شاید هنوز روحِ کمونیست های قبل انقلاب اینجا در حال چرخشن که هیچ رنگی به چشم نمیاد.

پ.ن: البته عنوان مناسبی برای 3:24 بامداد نیست..:))

عکس: دیواری در کره ی جنوبی(منبع:گوگل پلاس)