صبح خیلی وحشتناک از خواب پریدم، چند ثانیه گیج بودم که دیرم شده و بعد یهو یادم اومد دیگه دانشگاه نمی رم...

یهو یاد یه دخترِ کورد افتادم که وقتِ سر خوشی هام می گفت بخون و منم همیشه: رفته بود هر چی که داشتیم دیگه از خاطر من

پ.ن: معذرت به خاطر پستی که دیشب پاک شد:)

و عکس: بهمن 94